تبلیغات
do you want to know(جالب بازار)

اگر تنهاترین تنهایان شوم باز هم خدا هست او جانشین تمام نداشته های من است.(دکتر علی شریعتی)


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :anahita sajadieh
تاریخ:شنبه 30 مهر 1390-02:37 ب.ظ

دانستنی های جالب

        :3: :3: دانستنی های بامزه:  :3: :3:

ـ جویدن آدامس هنگام خرد کردن پیاز مانع از اشک ریزی شما می شود.

ـ اثر لب و زبان هر کس همانند اثر انگشت آن منحصر به فرد است.

ـ رشد کودک در بهار بیشتر است.
 
ـ ۸ دقیقه و ۱۷ ثانیه طول می کشد تا نور خورشید به زمین برسد.

ـ ظروف پلاستیکی تقریباً ۵۰۰۰۰سال در برابر تجزیه مقاومند.

ـ تنها قسمتی از بدن که خون ندارد قرنیه چشم است.

ـ شترمرغ در ۳ دقیقه ۹۵ لیتر آب می خورد.

ـ حس بویایی مورچه با حس بویایی سگ برابری می کند.

ـ کرم های ابریشم در ۵۶ روز ۸۶ برابر خود غذا می خورند.

ـ زمان بارداری فیل به دو سال می رسد.

ـ در یک سانتی متری پوست شما ۱۲ متر عصب و ۴ متر رگ و مویرگ است.

ـ شدیدترین نعره ها متعلق به وال ها است که برابر با صدای موتور جت است.

ـ وقتی یک نوزاد در حال گریه است با صدای ش....ش.... شما آرام می شود به این دلیل که صدای آبی که اطراف نوزاد در شکم مادر است را برایش تداعی می کند، در ضمن این یکی ازدلایلی است که چرا صدای ساحل دریا به انسان آرامش می دهد.

ـ دلفین ها همانند گرگ ها هنگان خواب چشم هایشان را باز می گذارند.

ـ با نگاه کردن به گوش حیوانات می توانیم به تخم گذار بودن یا بچه زا بودن آنها پی ببریم. بدین صورت که تخم گذاران گوششان ناپیدا و بچه زایان گوششان نمایان است، تنها یک اسثتنا وجود دارد آن هم نوعی افعی است که بچه زاست اما گوشش دقیق پیدا نیست.

ـ بیشتر سردردهای معمولی از کم نوشیدن آب است.

ـ انسان امروزی به طور متوسط ۶ سال از عمر خود را تلویزیون نگاه می کند و ۶ سال را صرف غذا خوردن می کند و یک سوم را می خوابد.

ـ موش دو پای آفریقایی از میدان دید ۳۶۰ درجه برخوردار است.

ـ مغز انسان تنها ۲ درصد از وزن انسان را تشکیل می دهد ولی ۲۵ درصد اکسیژن دریافتی بدن را به تنهایی مصرف می کند.

- سرعت عطسه یك انسان برابر است با 160 كیلومتر در ساعت

- آب دریا بهترین ماسك صورت است !

- چشم انسان معادل یك دوربین 135 مگا پیكسل عمل می كند !

- 90% سم مار از پروتئین تشكیل شده است !

- مغز در هنگام خواب فعالتر از وقتی است كه تلویزیون می بینید !

- جوانان هندی شادترین و ژاپنی ها افسرده ترین های جهان هستند !

- قوه چشایی پروانه در پاهای آن تعبیه شده است ! :26: :26: :26: :26: :26: :26:




نوع مطلب : دانستنی های بامزه 
نویسنده :anahita sajadieh
تاریخ:شنبه 3 دی 1390-03:24 ب.ظ

میکروسکوپ الکترون عبوری

در پژوهش‌های مربوط به خواص مواد نانوساختاری میکروسکوپ الکترونی یکی از مهم‌ترین و پرکاربردترین دستگاه‌هایی است که مورد استفاده قرار می‌گیرد. در اغلب مطالعات انجام‌شده روی خواص مواد نانوساختاری برای تعیین اندازه و شکل آنها از میکروسکوپ عبور الکترونی استفاده شده است. این روش اندازه و شکل ذرات را با دقت حدود چند دهم نانومتر به دست می‌دهد که به نوع ماده و دستگاه مورد استفاده بستگی دارد. امروزه در بررسی خواص مواد نانوساختاری از میکروسکوپ عبور الکترونی با وضوح بالا (High-Resolution) استفاده می‌شود. علاوه بر تعیین شکل و اندازة ذرات به وسیله میکروسکوپ عبور الکترونی با استفاده از پراش الکترون و سایر سازوکارهای موجود در برخورد الکترون با ماده برخی ویژگی‌های دیگر مواد نانوساختاری مانند ساختار بلوری، ترکیب شیمیای را می توان بدست آورد.





نویسنده :anahita sajadieh
تاریخ:شنبه 3 دی 1390-03:17 ب.ظ

مقاله شیمی

مواد تشکیل دهنده شامپو


شامپو از دو قسمت عمده تشكیل شده است:


1- مواد فعال سطحی: جزء اصلی یك شامپو مواد فعال كننده سطحی آن است.
موادفعال كننده سطح به طوركلی به چهار دسته آنیونی، كاتیونی، آمفوتری و غیر یونی تقسیم بندی می شوند. در شامپو معمولا تركیبی از موادفعال آنیونی (مانند سدیم لارت سولفات)، مواد آمفوتری (مانند بتائین ها) و مواد غیریونی (مانند كوكونات فتی اسید دی اتانول آمید) به عنوان مواد فعال كننده سطحی یا جزء اصلی استفاده می شود.


2- افزودنی ها: بفیه اجزاء به عنوان افزودنی به شامپو اضافه می شوند.


افزودنی های شامپو خود به دو دسته تقسیم بندی می شوند.


الف- افزودنی های عمومی
موادی مانند نگهدارنده ها برای جلوگیری از آلودگی میكروبی، نمك برای افزایش قوام شامپو و اسانس برای خوشبو نمودن شامپو و ا.د.ت.‌آ (EDTA) برای كاهش سختی آب و سیتریك اسید جهت تنظیم پ هاش جزء افزودنی های شامپو به حساب می آیند. اگر به تركیبات تشكیل دهنده شامپوهادقت كنیم خواهیم دید اجزائی مثل اسیدسیتریك، نمك، ا.د.ت.ا، نگهدارنده، اسانس، رنگ و آب در همه شامپوها مشترك هستند بنابراین در انتخاب شامپو دقت به این موارد اهمیتی ندارد.

ب- افزودنی های اختصاصی
در فرمولاسیون شامپوهای نوین مواد ویژه ای برای خلق اثربخشی خاص به شامپو اضافه می گردند تا شامپو علاوه بر شویندگی بتواند ویژگی های زیبایی مورد انتظار را نیز برآورده نماید. در انتخاب شامپوی مناسب دقت به مواد فعال كننده سطح و همچنین افزودنی های اختصاصی بسیار مهم است.


در برخی از شامپوهای جدید اجزاء ویژه ای به نام ضخیم كننده‏(Thickner) اضافه شده است. این شامپوها در واقع سطح تارهای مو را با لایه ای از پروتئین می پوشانند بنابراین باعث می شوند هربار كه شما این شامپو را استفاده می كنید موی شما پر پشت تر به نظر برسد.
پروتئین‏ كراتین و آمینو اسیدها به ساقه مو می پیوندند و شكافهای ایجاد شده در اثر استفاده از مواد نامرغوب را پر می كند. این امر باعث افزایش مقاومت مو و محافظت از آن می گردد. پروتئین تخم مرغ با مو پیوند ایجاد نمی كند بنابراین استفاده از آن در شامپو فقط یك مانور تبلیغاتی (Gimmick) است.
مواد مرطوب كننده‏، موی شما را هیدراته می كند درست همان اثری كه بر روی پوست هم دارد.
پنتنول و ویتامین ب5 برخلاف بقیه ویتامین ها به داخل محور مو نفوذ می كنند و برای افزایش استحكام و سلامت مو مفید می باشد. (دقت کنید که از ویتامین برای افزودن خواص نرم کنندگی استفاده شده نه تغذیه و تقویت مو)
هرچند پروتوئین موجود در شامپو ها به داخل محور مو نفوذ نمی كنند اما با پوشانیدن سطح مو باعث پرپشت به نظر آمدن و افزایش خاصیت نرم كنندگی می شوند.
پروتوئین ابریشم به افزایش درخشندگی مو كمك می كند.




نویسنده :anahita sajadieh
تاریخ:چهارشنبه 2 آذر 1390-07:16 ب.ظ

زندگی کردن را به تعویق نیاندازیم …

قال علی(ع): اِیّاکَ وَ العَجَلَ فَأِنّه مَقرُونٌ بِالعِثار؛

 از شتاب کردن در کارها دوری کن، زیرا عجله و شتابکاری با لغزش همراه است.

با حضور در لحظه ، آگاهانه زندگی کنید و هیچگاه زندگی کردن را به تعویق نیاندازید .

زیرا که عادت کرده ایم و آموخته ایم که به جای لذت بردن از یک گل سرخ حقیقی پیش چشممان و بوییدن آن ،

در رویای باغ سحرآمیـز و جادویی گل های سرخ به سر بریـم .





نوع مطلب : دانستنی های بامزه 
نویسنده :anahita sajadieh
تاریخ:چهارشنبه 2 آذر 1390-07:11 ب.ظ

داشتی بر روی چشمت شیشه ای کبود، لاجرم دنیا کبودت می نمود

قبل از انجام هر کار راهکارهای متفاوت را بررسی کنیم*
 
*میگویند در کشور ژاپن مرد میلیونری زندگی میکرد که از درد چشم خواب بچشم نداشت و برای مداوای چشم دردش انواع قرصها و آمپولها را بخود تزریق
کرده بود اما نتیجه چندانی نگرفته بود.
وی پس از مشاوره فراوان با پزشکان و متخصصان زیاد درمان درد خود را مراجعه به یک راهب مقدس و شناخته شده می بیند.*
 
*وی به راهب مراجعه میکند و راهب نیز پس از معاینه وی به او پیشنهاد کرد که مدتی به هیچ رنگی بجز رنگ سبز نگاه نکند. پس از بازگشت از نزد راهب، او به تمام مستخدمین خود دستور میدهد با خرید بشکه های رنگ سبز تمام خانه را با سبز رنگ آمیزی کند.همینطور تمام اسباب و اثاثیه خانه را با همین رنگ عوض میکند.
پس از مدتی رنگ ماشین، ست لباس اعضای خانواده و مستخدمین و هر آنچه به چشم می آید را به رنگ سبز و ترکیبات آن تغییر میدهد و البته چشم دردش هم تسکین می یابد.*
 
*مدتی بعد مرد میلیونر برای تشکر از راهب وی را به منزلش دعوت می نماید. راهب نیز که با لباس نارنجی رنگ به منزل او وارد میشود متوجه میشود که باید لباسش را عوض کرده و خرقه ای به رنگ سبز به تن کند. او نیز چنین کرده و وقتی به محضر
بیمارش میرسد از او می پرسد آیا چشم دردش تسکین یافته؟  مرد ثروتمند نیز تشکر کرده و میگوید :" بله . اما این گرانترین مداوایی بود که تاکنون داشته". مرد
راهب با تعجب به بیمارش میگوید بالعکس این ارزانترین نسخه ای بوده که تاکنون تجویز کرده ام.*
 
*برای مداوای چشم دردتان، تنها کافی بود عینکی با شیشه سبز خریداری کنید و هیچ نیازی به این همه مخارج نبود.
برای این کار نمیتوانی تمام دنیا را تغییر دهی، بلکه با تغییر دیدگاه و یا نگرشت میتوانی دنیا را به کام خود درآوری.*
 
*نکته:*
 *تغییر دنیا کار احمقانه ای است اما تغییر دیدگاه و یا نگرش ما ارزانترین و موثرترین روش میباشد.*




نوع مطلب : psycology(روانشناسی) 
نویسنده :anahita sajadieh
تاریخ:چهارشنبه 2 آذر 1390-07:10 ب.ظ

تو که دستت با نوشتن آشناست…

اگر بخواهید برای این که بهتر بنویسید از اینترنت کمک بگیرید، سایت ویکی پدیا یک لیست طولانی از تکنیک ها را در اختیارتان می گذارد. نام عجیب غریب یکی از این تکنیک ها catharsis یا تخلیه ی هیجانی ست. اگر بخواهیم خیلی ساده بگوییم منظور نویسنده ی آن مطلب این ست که اگر می خواهید بهتر بنویسید یکی از راه هایش این است که هیجانات خیلی شدیدی که ته قلبتان تلنبار کرده اید را بریزید روی کاغذ.

اما ما می خواهیم آن طرف قضیه را ببینیم. یعنی تاثیری که این تخلیه ی هیجانی نوشتاری روی سلامت روان دارد را بر رسی کنیم.

تخلیه ی هیجانی یا پاک کردن دودکش سیاه

قصه این کلمه ی تخلیه ی هیجانی خیلی قدیمی ست. ارسطو معتقد بود که دیدن تراژدی و کمدی موجب تصفیه و پالایش روح می شود. همین واژه ی ارسطو در اواخر قرن نوزدهم افتاد توی دهان دو تا درمانگر که یکی شان خیلی مشهور بود: فروید و بروئر. آنها مشترکا زن بیماری را درمان می کردند که نشانه های جسمی شدیدی داشت اما هیچ مشکل بدنی نداشت. بروئر با استفاده از هیپنوتیزم کاری کرد که او تجربه های تلخ احساسی گذشته اش را با گفتنشان بیرون بریزد. نشانه های جسمی همه به همان تجربه ها ی نا گفته ربط داشتند.

بیمار می گفت وقتی که این تجربه ها بیرون می ریزد انگاردارد یک دودکش سیاه را دوباره پاک می کند.فروید و بروئر از همان کلمه ی ارسطو برای این فرایند استفاده کردند یعنی تخلیه ی هیجانی. اما فروید دریافت که برای تخلیه حتما نیازی به هیپنوتیزم نیست. همین که به فرد بگوییم ’’هر چه به ذهنت می رسد بدون سانسور و فکر کردن به این که بی ربطند بگو!‘‘ تخلیه ی هیجانی انجام می شود. بعد از فروید همه ی رویکرد های روان درمانی معتقد بودند که حداقل نصف درمان این است که مراجه تجربه های احساسی اش را در جلسه ی درمان بریزد بیرون. اما تکنیک ها متنوع تر شدند. یکی از پیشنهاد هایی که الان غالب روان شناسان به مراجعانشان می کنند این است که: بنویس!

چرا نوشتن؟

انگار همه ی کسانی که دستشان به قلم می رود ناخود آگاه می دانند که نوشتن آرامشان می کند. از شکسپیر که بعد از مرگ پسرش همنت، نمایشنامه ی هملت را نوشت گرفته تا برایان تریسی قورباغه خوار که به خوانندگان کتابش پیشنهاد می کند که هدفی که نوشته نمی شوند به درد نمی خورند.

اما این که نوشتن چه فرقی می کند که با تکرار کردن در ذهن احتمالا قبل از هر چیز دلایلی تاریخی دارد. نوشتن همیشه در نزد بشر دارای قاطعیت خاصی بوده است. قانون وقتی که نوشته می شده است قابلیت اجرا داشته است. از طرف دیگر از وقتی با سوادی همه گیر شد قلم و کاغذ به عنوان اشیائی آشنا در زندگی ما حضور یافتند. اشیائی که با این که خیلی نزدیک ما بودند به هر حال یک شیئ بیرونی تلقی می شدند. به زبن ساده تر وقتی ما تجربیات خودمان را در دفتر خاطرات می نویسیم علاوه بر این که به آ‎نها قاطعیت می دهیم انگار داریم با یک فرد بیرونی در مورد تجربیاتمان حرف می زنیم. یک فرد بیرونی که بی نهایت رازدار و بی خطر است. یک فرد بیرونی که می توانیم از بینش ببریم بدون این که اعتراض کند.

جالب است بدانید که حتا فرم کلماتی که می نویسیم می توانند روی هیجانات ما تاثیر بگذارند. در یک تحقیق آلمانی معلوم شده است که خوانندگانی که داستانی را خواندند که در آنها از حرف u زیاد استفاده شده است غمگین تر شدند تا خواندگانی که داستانی را خواندند که تعداد کمی از این حرف در آن بود. این در شرایطی بود که هر دو داستان یک چیز را می گفتند.

به هر حال ثابت شده است که ما اگر ما افکارمنفی و یا هیجانی مان را فقط در ذهنمان هی تکرار و تکرار کنیم ( چیزی که روان شناسان به آن می گویند نشخوار ذهنی) تنها باعث می شوند که بیشتر احساس اضطراب و افسردگی کنیم. اما اگر آنها را بنویسیم از دید یک ناظر بیرونی به آنها نگاه می کنیم و ممکن است آنها را مورد تجدید نظر و ارزیابی قرار دهیم.

از چه چیزی بنویسیم؟

در این جا ما با دو دسته از روان شناسان مواجه می شویم. آنهایی که می گویند احساس هایت را بنویس و آنها یی که می گویند فکر هایت را.

گروه اول مبنای فکری شان همان تخلیه ی هیجانی روانکاوانی مثل فروید و بروئر است. آنها این پیشنهاد را به شما می کنند:

  1. قرار نیست برای دیگران بنویسید. فقط برای خودتان بنویسید. برای دل خودتان.
  2. احساساتتان را بشناسید و آن ها را از فکر هایتان جدا کنید.
  3. احساسات خیلی اتوماتیک تر و ناخودآگاه تر از افکار هستند. وقتی شما ناگهان شاد می شوید، غمگین می شوید، تعجب می کنید، متنفر می شوید، حس سردرگمی دارید و یا خشمنگین می شوید در واقع دارید احساساتتان را تجربه می کنید.
  4. وقتی که در دیگران نیز احساسی را تشخیص می دهید و می گویید فکر می کنم شما ناراحت شده اید هم در واقع شما دارید احساس می کنید، فکر نمی کنید.
  5. احساسات خیلی وقت ها علت نامعلوم یا ناخودآگاهی دارید، مثلا وقتی کسی ا ز کسی که برای بار اول دیده اید خوشتان می آید یا متنفر می شوید.
  6. در هر شبانه روز زمانی را اختصاص دهید و این احساسات روزمره را بنویسید.
  7. در مقابل هر احساسی رفتاری را که می خواستید انجام بدهید، یا دلتان می خواسته انجام بدهید اما نداده اید را بنویسید. این کار به شما کمک می کند بدون این که به دیگران از لحاظ عاطفی ضربه بزنید هیجانتان را بر روی کاغذ خالی کنید.
  8. مهم نیست که خوش خط باشید، درشت یا ریز بنویسید، روی خط ها حرکت کنید یا نه. مهم نیست که قلم را چه قدر روی کاغذ فشار دهید، خودتا
    ن
    را کاملا آزاد بگذارید تا هر چه دلتان می خواهد به کاغذ منتقل شود.
  9. اگر دوست دارید می توانید آخر کار همه ی نوشته هاتان را پاره پاره کنید ! این کار خودش دارای بار هیجانی زیادی ست و شما را خالی تر می کند.

تحقیقات زیادی ثابت کرده اند که انجام دادن روزمره همین کارها به شرطی که شما احساساتتان را به درستی شناخته باشید روی بهداشت روانتان تاثیر مثبت دارد. در یک پایان نامه ی جالب که در ایران خودمان انجام شده بود معلوم شد این کار علاوه بر بالا بردن نمره های سلامت روان می تواند نمره های هوش هیجانی را هم بالا ببرد. حتما می دانید که هوش هیجانی ( ای کیو) بر خلاف هوش شناختی ( آی کیو) قابل تغییر است.

اما گروه دوم که این روزها بازار روان شناسی دستشان است می گویند بهتر است اول فکر هایتان را بنویسید. آن ها معتقدند که ما به این دلیل افسرده و مضطرب می شویم که دارای فکرهای اتوماتیک و غیر منصفانه ای هستیم. آنها می گویند که این فکر ها هستند که باعث می شوند که ما هیجانات نا خوشایند را تجربه کنیم و نه بر عکس. آنها به مراجعان شان پیشنهاد می کنند.

  1. یک جدول هفتگی داشته باشید که در آن همه ی کار های روز مره تان را بنویسید. این کار باعث می شود که شما متوجه شوید چه قدر از روزتان را کار های مفید می کنید و چه قدر از آن به بطالت می گذرد. همچنین اگر آنها را به عنوان برنامه های آینده داشته باشید هر هفته متوجه می شوید که چند درصد از کارهایی را که قرار بوده انجام دهید انجام داده اید و چند درصد را نه.
  2. یک جدول سه ستونی را درست کنید و همیشه آخر شب تکمیلش کنید.
  3. در قسمت اول فقط فکرهایی را بنویسید که موقع احساسی شدن به آن می اندیشید. مثلا وقتی که غمگین می شویم معمولا این فکرها به سراغماتن می آیند: دنیا جای چرندی ست، همه ی آدم ها مزخرفند، هیچ روز خوبی در زندگی ام نداشته ام و … چند هفته که این فکر ها را یاد داشت کردید متوجه می شوید که آن ها به چند دسته ی مشابه تقسیم می شوند: مثلا گزاره هایی که با همه یا هیچ آغاز شده اند.
  4. در قسمت دوم احساس هایی را بنویسید که همراه با آن فکرهای تکراری تجربه کرده اید. شناخت در مانگر ها می گویند بعد از مدتی خودتان متوجه می شوید در مقابل فکر های غیر منصفانه تر احساسات منفی تری قرار دارند. حتا آن ها می گویند به میزان منصفانه و منطقی بودن فکرتان نمره دهید. اگر فکرتان منصفانه باشد احساسات بدی را تجربه نمی کنید.
  5. در قسمت سوم فکر های جایگزین را بنویسید. البته بهتر است این کار را دیر تر شروع کنید. یعنی هنگامی که به اندازه ی کافی ربط بین فکر های غیر منطقی و احساسات منفی را فهمیده باشد. شما باید فکری را جایگزین کنید که لا اقل به اندازه ای منطقی تر از فکر های اولیه باشد. شما باید به این فکر ها هم نمره دهید.

این گروه از روان شناس ها معتقدند که بعد از مدتی ذهنتان عادت می کند که خودش از اول فکر ها را جایگزین کند. چون متوجه شده است که فکر های تکرای نا کار آمذ نتیجه ای ندارند جز افسردگی و اضطراب.

نوشتن به شیوه ی پست مدرن

البته گروه های دیگری از روان شناسان هم هستند که از نوشتن به عنوان تکنیک های درمانی استفاده می کنند. شاید جدید ترین آن ها گروهی به نام روایت درمانگران باشند( که به غلط در ایران داستان درمانگر ترجمه شده است). این گروه از روان شناسان که در زیر مجموعه ی روان شناسان پست مدرن گنجیده می شوند معتقدند که هر کسی داستان زندگی خودش را دارد. آنها به بالاتر بودن و دانا تر بودن روان شناس از مراجع معتقد نیستند. آنها از همان واژه های مراجع برای توصیف مشکلش استفاده می کنند. واژه هایی که داستان زندگی مراجع را ساخته است. آنها از تکنیک های نوشتاری هم استفاده می کنند تا به مراجعان کمک کنند دیو داستان زندگی شان را بکشند و قهرمان داستان شوند. یکی از جالب ترین آن ها برای مراجعان بزرگسال نامه نوشتن به پدر و مادر است. آن ها می گویند تمام هیجاناتی را که نسبت به پدر و مادرتان داشته اید در یک نامه بنویسید. به آن ها بگویید که تا چه حد نگذاشته اند شما داستان زندگی خودتان را خودتان بنویسید. به آنها بگویید که کی دوست داشته اید سرشان داد بزنید و نزده اید. کی از آن ها غمگین شده اید. و کی احساس کرده اید در اجبار قوانین آن ها زندگی می کنید. شما می توانید این نامه را به پدر و مادرتان بنویسید بدون این که آن ها را پست کنید. شما می توانید هم گیرنده و هم فرستنده را خالی بگذارید و آن را به صندوق پست بیندازید. احساسی که شما موقع افتادن نامه به صندوق پست تجربه می کنید، آخر تخلیهی هیجانی ست از نوع پست مدرنش!

تا یادمان نرفته بگوییم که شما می توانید با نوشتن خواب ها در اول صبح آن ها را از فرار به فراموشی نجات دهید. این کار هم باعث می شود سیستم حافظه ی خوابتان تربیت شود و بعد از مدتی نیازی به یادداشت خوابتان نداشته باشید و تا آخر به یادتان بماند.

جایی برای نوشتن

شما می توانید خیلی ساده رویدادهای روزمره را به شکل داستانی کوتاه بنویسید. می توانید خطی را ختراع کنید که فقط خودتان از آن سر در می آورید. می توانید برای این که بیشتر هیجانی باشید آن ها را به یک شعر آزاد تبدیل کنید. اما بالاخره باید جایی را برای نوشتن داشته باشید. ما از سنتی ترین شکلش استفاده می کنیم:

  1. دفتر خاطرات: یکی از قدیمی ترین، معمول ترین و رمانتیک ترین را ه های نوشتن هیجانات و افکار روزانه. از اعترافت سنت اگوستین قدیس گرفته تا زندگی نامه ی خودن

    وشت همین هوشنگ مرادی کرمانی خودمان از همین دفتر ها آمده است. فقط به جای این که از دفتر هایی با طراحی گل و بلبل و قلب تیر خورده استفاده کنید یک دفتر ساده بخرید. دفتر های خاطرات سنتی یک عیب بزرگ دارند. آن ها حتا اگر به قفل و زنجیر مجهز باشند احتمال لو رفتنشان خیلی زیاد است. دفتری که درشت رویش نوشته باشد دفتر خاطرات هر کسی را تحریک به خواندن می کند. دفتر های ساده ای که خودتان می دانید دفتر خاطراتتان است هم رازدارند و هم به علت این که شکل گراغیکی خاصی ندارند ذهن شما را به جایی هدایت نمی کنند الا تجربه های روزمره ی خوتان.

  2. کاغذهای جدا از هم: نوشتن بر روی ورقه های از هم جدا این حسن را دارد که شما می توانید آخر کا آن ها را یز ریز کنید بدون این که نگران از شکل افتادن دفترتان باشید. فقط یادتان باشد این کاغذ ها را درجیب کت و شلواری که به خشک شویی محلتان می دهید نگذارید!
  3. وبلاگ ها: وبلاگ ها از جدید ترین شیوه های نوشتن خاطرات هستند. تحقیقات ثابت کرده اند بیش از نیمی از مردم آمریکا از وبلاگ ها برای نوشتن درد و دل های روزانه شان استفاده می کنید. برای رازداری می توانید فقط نام کوچکتان را به عنوان نویسنده بنویسید. فقط یادتان باشد اگر دوستتان از وبلاگتان خبر داشت مطلع باشد که شما را در کامنت ها به نام خانوادگی تان خطاب نکند و پته ی محله و شهر و خانواده تان را نریزد روی آب. حسن وبلاگ ها این است که شما علاوه بر حفظ رازتان مطمئن می شوید یک غریبه حتا در کیلومتر ها دورتر بالاخره نوشته تان را می خواند و در دردتان شریک می شود. ضمن این که بعضی از سایت هایی که وبلاگ رایگان در اختیارتان می گذارند جایی را برای نوشتن مطالبی اختصاص داده اند که فقط مال خودتان است.

چه کسانی با نوشتن نجات یافته اند؟

شاید اگر بخواهیم خیلی روانکاوانه فکر کنیم لیستی به اندازه ی تمام شاعران و نویسندگان دنیا باید ارائه دهیم. اما اعترافات سنت اگوستین، برادران کارامازوف داستایوفسکی و هملت شکسپر نمونه های خوبی هستند. اولی که نام تابلویی دارد، دومی باعث شده که داستایوفسکی در مورد بیماری صرع خودش تا می تواند در قالب یکی از شخصیت ها حرف بزند و تجربه کند. سومی هم که شاهکار استاد شکسپیر است که بعد از مرگ پسری نوشته شده به نام همنت. او با اضافه کردن یک حرف دوباره کودک از دست رفته اش و رابطه ی خانودگی اش را دوباره زنده کرده است.

همه ی گروه بالا تخلیه ی هیجانی مستقیم و غیر مستقیم در نوشته هایشان پرداخته اند اما یک مورد عجیب و غریب وجود دارد که با نوشتن توانسته حتا کارهای قسمت از دست رفته ی مغزش را جبران کند. او که یکی از بیماران لوریا ( از مشهورترین عصب شناسان قرن بیستم روسیه) بود در جنگ های داخلی کشورش یک قسمت از مغزش را از دست داد. او نامش را نمی دانست، خانه اش را بلد نبود، نمی دانست که باید به دستشویی برود، نام خیلی چیز ها یادش رفته بود. کار کرد خیلی از وسایل را نمی دانست. لوریا به او کمک کرد که دوباره با سواد شود! از یادداشت برای نامیدن چیز ها استفاده کند. و هر چه را از گذشته به یاد می آورد فورا یاد داشت کند. او توانست با این کار تکه های پازل گذشته اش را کنار هم بگذارد و به یک کل کامل دست یابد. او یاد داشت هایش را به یک زندگی نامه تبدیل کرد و به لوریا داد تا چاپ کند. این کتاب را می توانید با نام’’جهان گمشده و جهان باز یافته‘‘ حتا از کتاب فروشی های تهران بخرید. کتابی از لوریا با ترجمه ی دکتر حبیب الله قاسم زاده.





نوع مطلب : psycology(روانشناسی) 
نویسنده :anahita sajadieh
تاریخ:چهارشنبه 2 آذر 1390-06:56 ب.ظ

19 روش برای مات کردن کسالت وغم وغصه

اگر 19 روش زیر را انجام دهید كسالت دیگر معنا نخواهد داشت براى این كه به زندگى احساس بهترى ببخشید و حسى جدید داشته باشید باید روش هایى را در زندگى به كار ببندید. در اینجا 19 روش تازه و جدید را براى این كه در روزهاى دلگیر و خسته كننده پاییز و زمستان احساس بهترى پیدا كنید به كار ببندید.


1 - دوست خودتان باشید
سعى كنید همان طور كه با صمیمى ترین دوستانتان برخورد مى كنید، با خودتان نیز رفتار كنید. وقتى كه دوستى یا كسى كه به او علاقه دارید در وضعیت روحى بدى به سر مى برد و از شما كمك مى خواهد براى او چه مى كنید؟

از او مى خواهید تا نگران نباشد. به او مى گویید استراحت كند یا به نوعى سرخودش را گرم كند و به مشكلش فكر نكند و ...

در این حالت و در این روزها به خودتان نیز همان توصیه ها را بكنید.
2 - احساس پرواز كنید
در جایى قرار بگیرید كه سكوت و آرامش دارد. براى دقایقى تصور كنید پرنده اى هستید كه در آسمان لایتناهى در حال پرواز است. همانگونه كه ابرها در آسمان حركت مى كنند، سعى كنید مشكلات را از جلوى چشمانتان عبور دهید. این روش به شما یاد مى دهد كه به خاطر بیاورید مشكلات قابل عبور و گذر هستند و همیشه در كنار ما نخواهند ماند.

3 - رنگ نارنجى
از زمان هاى قدیم «رنگ درمانى» جزو موارد بسیار مهمى بوده كه توسط روان شناسان شناخته شده است. از رنگ ها براى كاهش استرس در بیماران و دادن آرامش به آنها استفاده زیادى شده و مى شود. روان شناسان معتقد هستند كه رنگ نارنجى باعث افزایش حس خوشبینى ، اشتیاق و شانس آوردن است. براى این كه این احساس در شما شناور شود چند شاخه گل نارنجى در گلدان بگذارید و به آنها نگاه كنید. تابیدن نور نارنجى یا لیوان هایى به این رنگ نیز به شما احساس شادى مى دهد. اكنون كه دراوایل زمستان هستیم مى توانید یك سبد نارنگى، خرمالو یا پرتقال روى میز بگذارید.

4 - خریدهاى ارزانهمه مردم وقتى موفق مى شوند هنگام خرید تخفیف بگیرند شاد مى شوند؛ براى این كه حس شادمانى را در خود تقویت كنید ارزان تر خرید كنید و پولهایتان را پس انداز كنید تا در مواقع ضرورى به كارتان بیاید و بتوانید در آن زمان ها احساس آرامش و شادى كنید.
5 - شكلات بخورید
زنان به خوردن شكلات بخصوص قبل از عادت ماهیانه علاقه مند هستند زیرا تحقیقات نشان داده كه شكلات باعث مى شود حالات و روحیات افراد تغییر كند. شكلات میزان سروتونین و اندروفین خون را زیاد مى كند و این دو هورمون باعث شادمانى مى شود. سعى كنید گاهى شكلات بخورید، تا این احساس در شما تقویت شود.

6 - مشكلات را دور بریزیدهرچه را كه به نظرتان مى آید در زندگى موجب ایجاد مشكل و ناراحتى برایتان شده ، روى كاغذى بنویسید. سپس تك تك موارد را بخوانید و روى آن خط قرمز بكشید و سپس وقتى براى تمام موارد راهكار پیدا كردید، كاغذ را مچاله كنید و دور بیندازید.
7 - خوش بین باشید
به مشكلات به گونه دیگرى نگاه كنید. بر این باور باشید كه حتى مى توان سختى ها را نیز با نگاه دیگرى دید. امید به زندگى داشته باشید. روان شناسان معتقدند اگر حتى اشخاص بیمار و بیماران لاعلاج امید خود را از دست ندهند، بر بیمارى چیره خواهند شد. سعى كنید در مواقع سختى به این فكر كنید كه افرادى كه وضعیت بسیار دشوارترى از شما دارند همواره در كنارتان هستند. برخورد كردن با مشكلات و موانع را بیاموزید تا احساس خوشبختى كنید. براى داشتن زندگى خوب، باید انرژى مثبت داشته باشید.

8 - از هم تعریف كنیددر زمانى كه از انجام كارهاى روزانه و یا در محیط كار كاملاً خسته شده اید و هیچ انرژى و توانى برایتان نمانده است سعى كنید لبخند بزنید و بگویید كه احساس خوبى دارید. در این لحظات از اطرافیان خود و صفات خوبى كه دارند تعریف كنید. خواهید دید كه بعد از لحظاتى روحیه شما تغییر خواهد كرد و احساس شادى در شما به وجود خواهد آمد.
9 - آنچه را دوست دارید بنویسیدهر چیزى را كه مورد علاقه تان است و به آن عشق مى ورزید روى كاغذى بنویسید. این كار حس خوبى به شما خواهد داد. زیرا متوجه مى شوید كه با برگشت به خاطرات گذشته زمانى به آنچه و آن كسانى كه در كنارتان زندگى كرده اند احساس محبت داشته اید.
10 - حمام كنیدبعد از شنا كردن در دریا احساس جوانى مى كنید. براى این كه احساس طراوت را در روزها و شب هاى پاییزى پیدا كنید كافى است یك فنجان نمك داخل وان حمام بریزید و آن را با آب گرم پر كنید. با شمع هاى معطرى كه در كنار وان مى گذارید، آرامش خاصى پیدا مى كنید.
11 - موسیقى گوش كنیدسعى كنید براى لحظاتى موسیقى گوش كنید. با موسیقى مى توانید به آرامش ذهنى برسید و مشكلات را فراموش كنید. حتى اگر شده این كار براى دقایقى یكنواختى زندگى را از بین مى برد.
12 - استراحت كنیدوقتى كه از انجام كارهاى مختلف خسته شده اید و تحت فشار زیادى قرار گرفته اید، مطمئناً نمى توانید كارى كنید كه به این مشكلات پایان دهید. در این مواقع بهتر است دست از كار بكشید، كتاب جدیدی بردارید، دراز بكشید و شروع به خواندن كنید. این كار را حداقل براى یك ساعت هم كه شده انجام دهید تا به اثرات بسیار مؤثر آن واقف شوید.
13 - با رنگ ها بازى كنیدبه سراغ مداد رنگى، گواش، آبرنگ و ماژیك كودكتان بروید و مثل آنها شروع به نقاشى كنید. نقاشى حالات درونى تان را بازگو مى كند؛ همانطور كه یك كودك نیز با نقاشى احساس درون خود را به خوبى نشان مى دهد. با بازى كردن با رنگ ها احساس آرامش و شادى به شما دست خواهد داد.
14 - آزاد باشیدسعى كنید كارهایى را كه تمایل به انجام آن دارید به راحتى انجام دهید. درست مثل كودكى كه دوست دارد آواز بخواند و از هیچ كس خجالت نمى كشد. اگر از آواز خواندن لذت مى برید بدون این كه خجالت بكشید آواز بخوانید. اگر از انجام این كار جلوى دیگران مى هراسید در جاى خلوتى آواز بخوانید. موسیقى و تخلیه احساسات با آواز، گردش خون شما را تنظیم مى كند و احساس خوبى به شما مى دهد.
15 - خدا را سپاس بگویید
به یاد سه موفقیت آخرتان بیفتید و با سپاسگزارى و شكرگزارى از خداوند و كشیدن یك نفس عمیق، انرژى بیشتری ذخیره كنید.

16 - خیرخواهى كنیدكمك كردن به دیگران و نسبت به آنان خیرخواه بودن، احساس خوشایندى را به افراد مى بخشد. این احساس بدن را پر از هورمونى مى كند كه احساس خوبى را بیشتر مى كند. به افراد نیازمندى كه در اطرافتان وجود دارد كمك كنید، فرقى نمى كند كه میزان و نوع این كمك چه باشد، مهم این است كه خیرخواه باشید.
17 - به عكس هاى قدیمى نگاه كنید
آلبوم هایتان را ورق بزنید و به عكس دوستان و اقوام نگاه كنید. با دیدن آنچه كه در گذشته بوده و خاطرات سال هاى قبل لبخندى روى لب هاى شما خواهد نشست و احساس خوبى در وجودتان برپا خواهد شد.

18 - پیغام جدید تلفنى بگذارید
اگر تلفن همراه تان یا تلفن خانه تان پیغام گیر دارد، جملات جدید و متفاوتى روى آن بگذارید. مى توانید روى این پیغام گیر بگویید: «براى دعوت كردن من به میهمانى یا شام، بعد از شنیدن صداى بوق پیغام بگذارید!» مى توانید جوكى تعریف كنید یا جمله اى طنز روى پیغام گیرتان ضبط كنید. این كار، به خود شما و كسى كه به شما تلفن زده شادى مى بخشد.

19 - بوهاى شادى آفرین
بعضى از بوها براى تغییر احساس انسان شناخته شده اند. گل رز، بابونه، شمعدانى معطر، لیمو و بالنگ از جمله این بوها هستند. این بوها را به عنوان خوشبوكننده و معطركننده هوا و فضا مورد استفاده قرار دهید.(روش بیستم به بعدراشماانتخاب کنید ؟؟؟)





نوع مطلب : psycology(روانشناسی) 
نویسنده :anahita sajadieh
تاریخ:چهارشنبه 2 آذر 1390-06:54 ب.ظ

مقاله درباره تمرکز حواس و مطالعه

مقاله درباره تمرکز حواس و مطالعه

راهکار های تمرکز حواس روش های اصولی برای مطالعه

تمركز حواس: 

یعنی عوامل حواس پرتی را به حد اقل رساندن... تمركز هر شخص به نسبت كاهش عوامل حواس پرتی او افزایش می یابد و بنا به تغییرات موقعیت ذهنی و محیطی او تغییر می كند . بیشتر افراد گمان می كنند كه تمركز یك امر ذاتی و تغییر آن ناممكن است ، در حالی كه تمركز یك یك امر اكتسابی است و باید هر روز پرورش و جهت داده شود و هر كس با هوش عادی خود می تواند به آن دست یابد. پس برقراری تمركز حواس به میزان كاهش عوامل حواس پرتی بستگی دارد . 
یعنی هر چه عوامل مزاحم و مخل تمركز بیشتر باشند توانایی حفظ تمركز حواس كمتر است و بر عكس. لذا حواس پرتی ؛ یعنی خارج شدن از روند مطالعه یا جریان كاری و فرو رفتن در افكار و تخیلات و یا انجام كار دیگر. 

منشاء حواس پرتی .....

 

منشاء حواس پرتی 

حواس پرتی یا منشاء ذهنی و درونی دارد و یا منشاء بیرونی و محیطی. 

              
حواس پرتی درونی و ذهنی: عبارت است از اشكالات فكری انسان و اندیشه هایی كه موانعی بر سر راه توجه دقیق به مطالعه و تمركز حواس ایجاد می كنند. این موقع شامل مواردی از قبیل: درد، رنج، غم وغصه ، نگرانی، گرسنگی و تشنگی ، سردی و گرمی ، ترس و خشم و شادی ، سردرد و ... می باشد. 
حواس پرتی بیرونی و محیطی: آنچه كه به محیط پیرامون فرد ارتباط پیدا می كند و یا تحریكات غیر عادی كه توسط حواس مختلف انسان ایجاد می شوند مانند نور شدید و نور ضعیف ، صداهای ناهنجار، روشن بودن رسانه ای صوتی و تصویری و نظایر اینها ممكن است فرایند تمركز حواس را با اشكال مواجه كنند. رهایی از حواس پرتی و ایجاد تمركز حواس در افراد مختلف ، متفاوت است و به حالت درونی ، تجربه ها مكان و موقعیت آنها بستگی دارد. .
برخی از افراد اظهار می دارند كه من آدم كاملا حواس پرتی هستم و برخی دیگر می گویند نمی توانم تمركز حواسم را به روی كاری حفظ كنم . در حالی كه این تفكر غلط است و هیچ كس نباید خود را فردی كاملا حواس پرت یا فاقد تمركز حواس بداند بلكه بهتر است وقتی كه تمركز حواس فردی دچار اختلال شد ، بگوید در این لحظه و در محیط فعلی حواس پرتی من بیشتر و میزان تمركزم كمتر است. 
لذا حواس پرتی بیشتر علل درونی دارد و به طبیعت خود فرد، ویژگیها، حالات روحی و روانی، و عادات فردی بستگی دارد.

بی شك حواس پرتی بیرونی آسانتر از عوامل حواس پرتی درونی بر طرف می شود .پس می توان بدون توجه به عوامل محیطی مانند :
سرو صدای زیاد، شلوغ بودن محیط و حتی داخل اتوبوس و هنگام مسافرت تمركز حواس خود را حفظ كرد . اما نمی توان در حال گرسنگی و یا تشنگی شدید نگرانی و ناراحتی دگرگونی فكر و اندیشه با تمركز مطالعه كرد و یا كار دیگری را با تمركز انجام داد و مطالعات و یا تجربیات زیادی این موضوع را تائید كرده است كه یك انسان می تواند در محل پر سرو صدا و نا آرامی با تمركز و توجه كافی مطالعه كند. 
میر حسنی(1369) به نقل از مورگان در یك تحقیق « از افراد خواسته بود طبق فرمول اعدادی را به حروف و بر عكس تبدیل كنند . محیط كار آنها به طور متناوب ساكت و پر سرو صدا بود ... دقت عمل به طور قابل ملاحضه ای تحت تاثیر قرار نگرفت» و افراد با تمركز كامل به كار خود ادامه می دادند.

   
روشهای تقویت تمركز حواس تمركز حواس هنگام مطالعه كلید اصلی و اساسی درك و فهم مطالب است. و كلید اساسی تمركز حواس استفاده از روشهایی است كه باعث تقویت و پرورش ومهارت در برقراری تمركز حواس هنگام مطالعه می شوند. بنا براین بدون تمركز حواس ممكن است درك و فهم مطلبی كه فقط یك ساعت وقت لازم داشته باشد ، ساعتها وقت بگیرد اما به خوبی فهمیده نشود و امر مطالعه بی فایده است و اثر مثبتی نخواهد داشت. لذا كاربرد روشها و فنونی كه به خواننده كمك می كند تا هنگام مطالعه فعال باشد ، تمركز حواس را تقویت و مهارت فرد را در ایجاد تمركز حواس هنگام مطالعه افزایش می دهد این روشها عبارتند: 

1-آمادگی برای مطالعه: 

برای شروع مطالعه ، ابتدا بایستی خود را از جهات گوناگون آماده كرد، زیرا حداكثر آمادگی ، مقدمه ای برای علاقمندی به مطالعه، ایجاد تمركز حواس و یادگیری بهتر می باشد. منظور از آمادگی پیدایش تمام شرایطی است كه شخصی را قادر می سازد تا با اطمینان به موفقیت و اعتماد به نفس، به تجربه خاصی بپردازد ، شعاری نژاد«1370» در كتاب ادبیات كودكان این شرایط را به چهار دسته ی: بدنی، ذهنی، اجتماعی و روانی تقسیم كرده است. 

   
آمادگی بدنی: به رشد و تكامل طبیعی بدن ، تندرستی و نداشتن نقصهای بدنی مربوط است. گاهی وجود بیماریهایی مانند زخم معده، میگرن، سردرد و نظایر اینها باعث از بین رفتن تمركز حواس و مانع مطالعه فرد می شود و فرد تا به دست آوردن تندرستی كامل قادر به برقراری تمركز حواس و مطالعه ثمر بخش نیست و انگیزه كافی هم برای مطالعه ندارد. 
آمادگی ذهنی: آمادگی ذهنی را می توان از خصوصیاتی نظیر رشد گویای سالم ، قدرت تفسیرو تعبیر اشكال ، توانایی درك همانندیها و نا همانندیها میان كلمات و ... شناخت. 
آمادگی اجتماعی: به ماهیت و وسعت تجارب فرد بستگی دارد كه می توان آنرا با تجربه و تحلیل زمینه خانه و خانوادگی ، محیط وسیع اجتماعی كه او در آن تجربه اندوخته است و تربیت پیشین او تعیین كرد. 
آمادگی روانی: آمادگی روانی به شكل پیچیده ای با رشد و تكامل بدنی ، ذهنی و اجتماعی آمیخته است . خستگی، بی قراری ، بی تابی، كوتاهی زمان، دقت نداشتن تمركز در مطالعه ، واكنشهای منفی نسبت به خود و دیگران ، ضعف اعتماد به نفس و نظایر آنها همگی نشانه نبودن آمادگی روانی ، بدنی ،ذهنی و اجتماعی دانش آموزان و دانشجویان ، اجرای برنامه های آموزشی ، تمركز حواس و فرایند یادگیری را آسانتر و مطلوبتر می كند. 

2-داشتن علاقه به مطالعه:

مطالعه ثمر بخش از دو عامل متاثراست: یكی علاقه نسبت به مطالب خواندنی ، دیگر كاربرد ماهرانه فنون مطالعه نسبت به مطلب خواندنی سبب می شود تا شخص به مطالعه بیشتر بپردازد ، مطالعه بیشتر منجر به بهتر شدن فنون مطالعه می شود ، كاربرد فنون بهتر ، مطالعه را آسانتر ، سریعتر و لذت بخش تر می سازد؛ در نتیجه علاقه خواننده نسبت به مطالعه افزایش می یابد. پس تا زمانی كه فرد تمایل یا علاقه به انجام كاری نداشته باشد نمی تواند برانگیخته شود. لذا وقتی خواننده به موضوعی علاقه مند می شود، خود به خود بر آن تمركز می كند، بیشتر دقت می كند و به راحتی مطالب را به حافظه می سپارد و بعدا هم خیلی راحت به خاطر می آورد .پس ازعلاقه پیدا كردن نسبت به مطالب، گام بعدی تعیین هدف مطالعه است زیرا هدف زیر بنای انجام كاری است و به فعالیت انسان جهت و نیرو می دهد .
هدف ارزشمند، فرد را به خواستن و طلب كردن وادار می كند و نیروی لازم را برای فعلیت در وی بوجود می آورد وسبب پیدایش تمركز در او می شود . لذا هر فرد برای مطالعه باید هدف مشخصی داشته باشد.« زیرا تعلیم و تربیت علم اهداف است و همه بر این باورند كه بدون داشتن هدف، یادگیری كاری بس دشوار و غیر ممكن است» همانطور كه فرانكین معتقد است انسان بدون هدف مانند گلوله ای است كه بدون هدف شلیك می شود . علاوه بر آن مطالعه بدون هدف یكی از عادات غلط مطالعه بشمار می رود .
مرتضوی زاده (1379) در تحقیقی به این نتیجه دست یافت كه« شایعترین عادات غلط مطالعه در دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه این است كه آنان اظهار نمودند اغلب بدون هدف مطالعه می كنم» پس داشتن هدف و تلاش برای رسیدن به آن یكی از روشهایی است كه توانایی های فرد را افزایش می دهد . به انسان توان و نیروی فوق العا ده می بخشد. اندیشه را فعال می كند، علاقه فرد را به تحصیل افزایش می دهد ، اعتماد به نفس را در فرد به وجود می آورد ، سرعت خواندن را چند برابر می كند و تمركز حواس را افزایش می دهد . در واقع تعیین و مشخص نمودن هدف، محرك و انگیزه ای است تا بتوان به كمك آن تمركز حواس را حفظ نموده و از این طریق مطالب و دانستنیها را فرا گرفت و یادگیری را تحكیم بخشید. 

3- تعیین زمان و مكان مطالعه:

یكی از راه های برقراری تمركز حواس این است كه مطالعه در آن ساعت از روز انجام گیرد كه برای فرد مناسبتر است. اما تعیین مناسبترین زمان برای مطالعه كاری دشوار است و به عادات فردی بستگی دارد. برخی افراد عادت دارند تا نیمه های شب بیدار بمانند و با استفاده از سكوت و آرامش شبانه با خیالی راحت و آسوده مطالعه كنند برخی دیگر عادت دارند شب زود بخوابند و صبح زود از خواب بیدار شوند وبه مطالعه بپردازند. با این توصیف تعیین زمان و مقدار مطالعه باعث آگاهی از تمام زمینه مطالعه ، برقراری تمركز حواس، عدم سردرگمی، جلوگیری از اتلاف وقت و انرژی و فهم بهتر مطالب می شود. والتر پارك به نقل از اردبیلی (1377) یكی از متخصصین مهارتی مطالعه دروس دانشگاهی در كتاب خود به نام « چگونه درس بخوانیم؟» چنین می نویسد:
« موفقیت یا عدم موفقیت شما در تحصیلات دانشگاهی ، مستقیما به این امر بستگی دارد كه چگونه از وقت خود استفاده می كنید ؟ موفقیت در دانشگاه و البته در مقاطع تحصیلی پایین تر نیز بستگی به استفاده اشتباه از زمان دارد .»
«محیط آشنای یك اتاق مشخص، در حین مطالعه موجب انصراف كمتر و تمركز بیشتر حواس می شود ،زیرا لوزم آن اتاق هر روز پیش چشم شما است و كمتر توجهتان را به خود جلب می كند . به علاوه اگر هر روز به وقت مطالعه در اتاق معینی بودید كم كم ذهنتان عادت می كند كه به محض رسیدن به آن اتاق آماده تمركز حواس و فراگیری شود. » بنا براین ثابت بودن مكان مطالعه و مشخص بودن آن به علت دسترسی به آن و فراهم بودن وسایل مورد نیاز از قبیل كتب درسی ، دفاتر، كتاب لغت، خط كش، قلم و نظایر آن جهت مطالعه موجب تمركز حواس بیشتر و آمادگی ذهنی هنگام مطالعه می شود. پس یكی از بهترین راه های برقراری تمركز اختصاص دادن یك اتاق مجهز به آنچه لازم دارید ، در موقع مطالعه است. این اتاق خیلی زود مناسب تمركز و یادگیریتان شده و كار شما را به طور خودكار راحت تر می كند و بعد برایتان یك عادت مفید می شود.
« برای داشتن تمركز به هنگام مطالعه ابتدا باید خود را از دنیای خارج جدا كنید و محیط مناسبی برای مطالعه بر گزینید . چنین محیطی باید آرام، روشن و دارای هوای مناسب باشد. هیچ چیز به اندازه سر و صدا ، خسته كننده و مانع تمركز حواس نیست. ایجاد محیط كار مناسب، به دلیل ایجاد آرامش و شرایط مناسب اهمیت دارد و زمینه ای است برای تمركز و دقت» 

4- یادبگیر كه بگویی «نه»:

« زمانیكه تصمیم گرفتید باید مطالعه كنید اما دوستان یا هم اتاقی های شما در خواست می كنند كه دور هم جمع شوید ؛ هنر گفتن «نه» را در خود تقویت كنید . اگر این اراده در شما ضعیف است ، می توانید روی در اتاق مطالعه خود بنویسید « مزاحم نشوید» اگر موفق نشدید می توانید كارهای دیگری انجام دهید كه نشان دهد شما دوست ندارید كه كسی باعث از هم گسیختن افكار شما شود. 

5- ترك افكار منفی و داشتن افكار مثبت:

مطالعه عمیق و یادگیری ثمر بخش وقتی حاصل می شود كه فرد تصور مثبتی از خود داشته باشد و به خود اعتماد كند . زیرا اعتماد به خود در موفقیت مؤثر است و مهارت را بیشتر و نیرو را افزایش داده و مغز را سالمتر می كند . وقتی می خواهید كاری انجام دهید از گفتن كلماتی همانند : نمی خواهم ، نمی دانم، نمی توانم بپرهیزید. جمله « این كار محال» است را از دفتر زندگی خود خط بزنید ، ترس و بدگمانی و بی ارادگی را از ذهن خود دور كنید . هرگز به خویشتن اجازه ندهید كه هیجانات و افكار منفی شما را در خود غرق سازد و تمركز حواس شما را مختل كند. اعتماد به نفس داشته باشید و پیوسته به نزد خود تكرار كنید كه قادر به انجام كار هستم ، می توانم انجام دهم و باید انجام دهم . بدین طریق تفكر مثبت را در خود پرورش دهید. 
قوی بودن اعتماد به نفس احساس شعف و شادی را در شما بوجود می آورد و در حالت شادمانی از تمركز حواس خوبی برخوردارید. بهتر فكر می كنید، بهتر مطالعه می كنید و نتیجه كارتان بهتر می شود. چنانچه مرتضوی زاده (1379) به نقل از مارگارت كوربت در پایان نامه خود می نویسد « انسان در بحر اندیشه های خوشایند حافظه بهتری پیدا می كند و ذهن در حالت آرامی قرار می گیرد و میل به یادگیری را در خود بوجود می آورد» لذا خود پنداری مثبت مهمترین كمك برای تمركز و یادگیری است اگر بتوانیم تصورات غلط ومنفی را از ذهن خود دور نموده و تصورات مثبت را جایگزین كنیم ، می توانیم علاقه به مطالعه و یادگیری را در خود ایجاد كنیم چرا كه علاقه به مطالعه شرایط اصلی و اساسی ایجاد تمركز حواس به هنگام مطالعه است .آلفردآدلر روانشناس مشهور ، در دوره جوانی در درس ریاضی بسیار ضعیف بود .
معلمش این موضوع را با والدینش در میان گذاشت آنها باور كردند كه آد لر در درس ریاضی صعیف است ، آدلر هم این موضوع را پذیرفته بود . یكی از روزها كه معلم مسئله ای را روی تخته نوشته بود و شاگردان كلاس از حل مسئله عاجز مانده بودند ، آدلر جواب مسئله را پیدا كرد ، پای تخته رفت و در میان حیرت همگان مسئله را حل كرد . فهمید كه توانایی درك و فهم مطالب درس ریاضی را دارد ، استعدادش را باور كرد، تصورات مثبت را جایگزین تصورات منفی كرد و از آن به بعد یكی از دانش آموزان ممتاز درس ریاضی شد. 

6- طرح سئوال:

طرح سئوال یكی از شیوه های مطالعه دقیق و فعالانه است كه در تمام اوقات مطالعه، مفید است. طرح سئوال پیش از مطالعه دقیق، فرد را وادار می كند تا به طور فعالانه و با تمركز و دقت كافی و با انگیزه و علاقه به مطالعه بپردازد . طرح سئوال هنگام مطالعه یكی از روشهایی است كه خواننده را فعال و به طور عمقی او را در گیر مطالعه می كند وسبب برانگیختن جدیت و تلاش وی به هنگام مطالعه می شود و فرد برای یافتن پاسخ به سئوالات بایستی تمركز حواس خود را حفظ نماید ، زیرا در هنگام مطالعه ، نمی توان بدون تمركز پاسخ سئوالات را پیدا كرد. بعد از خواندن مطالب با طرح سئوال می توان میزان فراگیری خود را ارزشیابی نموده و به نقاط قوت و ضعف خود پی برد و سبب ایجاد نظر انتقادی نسبت به مطالب در فرد می شود. خواننده در مطالعات بعدی برای از بین بردن نقاط ضعف خود با دقت و تمركز بیشتری مطالعه می كند.

7- آگاهی از شیوه های صحیح مطالعه و یادگیری:

« برخی از والدین به طور مدام به فرزندان خود می گویند درس بخوانید، مطالعه كنید، ولی هرگز نمی گویند چگونه مطالعه كنید و روشهای صحیح مطالعه را نمی دانند» بنابر این آگاهی از شیوه های صحیح مطالعه و یادگیری چون:تند خوانی ، عبارت خوانی، خواندن اجمالی ، خواندن تجسمی، و ... به خواننده كمك می كند تا تمركز حواس خود را هنگام مطالعه حفظ نمایند. 
تند خوانی :تند خوانی باعث توجه و تمركز بیشتر و فهمیدن مطالب و در نتیجه باعث یادگیری بهتر می شود . فكر و ذهن ما قادر است هزاران كلمه را در دقیقه از خود عبور دهد ولی اگر سرعت مطالعه ما پائین باشد، ذهن وقت اضافی می آورد و ناچار به این شاخه وآن شاخه می پرد و در نتیجه حواس پرتی ایجاد می شود . اما مطالعه سریع و یا تند خوانی فرصت جولان به ذهن نمی دهد و سبب برقراری تمركز حواس هنگام مطالعه می شود. 
عبارت خوانی : عبارت خوانی یعنی خواندن عبارات و جملات به عوض خواندن كلمات . عبارات خوانی به نوع دیگری به تمركز حواس كمك می كند . از این طریق خواننده باید با سرعتی كه نزدیك به سرعت اندیشیدن اوست . بخواند، اگر سرعت آنقدر كم باشد كه ذهن از حالت فعال بودن باز بماند ، احساس دلزدگی ایجاد می شود و چیزهای دیگری ذهن فرد را مشغول می كند و از روند مطالعه خارج می شود . بنا بر این اگر سرعت خواندن با سرعت اندیشیدن هماهنگ باشد باعث افزایش تمركز حواس می شود. 
خواندن اجمالی: روش خواندن اجمالی مبتنی است بر یك نمونه گیری سریع از نكات اساسی و صرفه نظر كردن از جزئیات، در این روش خواننده مطالب را سازمان بندی می كند ، آنگاه هدف از مطالعه خود را مشخص نموده و مقدار زمان مطالعه و میزان دشواری كتاب را تخمین می زند و سپس از طریق سئوال كردن كنجكاوی ، علاقه، دقت و تمركز حواس فرد ، افزایش میابد. 
خواندن تجسسی: منظور از روش تجسسی طرح انواع سئوالات جزئی و كلی و مطالعه عمیق و اثر بخش در جهت دست یافتن به پاسخ این سئوالات است ... كسی كه به دنبال چیزی می گردد به احتمال بیشتری آن چیز را پیدا می كند لذا هدف خواندن تجسسی افزایش دامنه تمركز و درك عمیق تر معانی است . به همین دلیل خواندن خواندن تجسسی تمركز حواس و علاقه فرد را افزایش می دهد و به او كمك می كند تا مطالب دشوار را تجزیه و تحلیل نموده و آنها را بهتر بفهمد. 
فهمیدن مطالب موجب تحكیم آنها در حافظه می شود پس خواندن تجسسی برای برای غلبه بر تنبلی ، حالت كسلی، پرتی حواس، از طریق تحریك حس كنجكاوی و شركت فعالانه در مطالعه به كار می رود. 

8- جدیت در مطالعه:

به محض نشستن پشت میز مطالعه خواندن را با جدیت شروع كنید ، چرا كه اگر سریع مشغول به كار مطالعه شوید ، تمركز حواس زود به دست می آید « این ضرب المثل چینی را به یاد داشته باشید كه: فتح ستارگانی كه هزاران فرسنگ از ما دور هستند با بر داشتن قدم اول امكان پذیر است» شك و تردید حاصلی جز حواس پرتی یا انحراف حواس و تسلیم به تخیلات واهی ندارد ، اجازه ندهید چیزی جز مطالعه ذهن شما را مشغول كند .
با خود تصمیم بگیرید تا مقدار زمانی را برای مطالعه مشخص كنید و خود را به مدت زمانی خاص محدود كنید . در این زمان از مطالعه دست نكشید ، به مطالعه ادامه دهید ، اما زمان مطالعه را طولانی نكنید بیهوده وسواس به خرج ندهید ، بهانه تراشی نكنید به خود تلقین كنید كه فرد با اراده ای هستید و می توانید هر درسی را به خوبی یاد بگیرید. جدی باشید و با علاقه و انگیزه مطالعه كنی تا هنگام مطالعه دچار حواس پرتی نشوید. 

9- استفاده از راهنما:

یكی از شیوه های برقراری تمركز حواس، استفاده از یك راهنا نظیر ؛ انگشت سبابه، مداد و ... به هنگام مطالعه است . زیرا استفاده از یك راهنما هنگام مطالعه باعث تمركز حواس بهتر ، افزایش سرعت مطالعه، عادت به روان خواندن، جلوگیری از برگشت دوباره خوانی و اتلاف وقت و جلوگیری از خستگی چشم و ذهن می شود. 

10- خط كشیدن زیر مطالب مهم:

استفاده از این روش یكی از شایعترین راهبردی است كه اغلب دانش آموزان و دانشجویان از آن استفاده می كنند. مرتضوی زاده (1379) در تحقیقی نشان داد « كه شایعترین شیوه به كار رفته از سوی دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه استان كهگلویه و بویر احمد این بود كه اظهار نمودند هنگام مطالعه زیر مطالب مهم خط كشیده و نكات مهم را برجسته می سازم» . لذا هنگام مطالعه باید با استفاده از یك مداد ، ایده ها و مطالب مهم و اساسی را علامتگذاری نموده. زیرا برای مشخص نمودن ایده ها و مطالب مهم و اساسی و خط كشیدن زیر آنها لازم است با نمركز حواس و دقت خاصی به مطالعه مشغول شد. پس خط كشیدن زیر مطالب مهم باعث برقراری تمركز حواس و جلوگیری از حواس پرتی می شود. 

11- یاداشت برداری هنگام مطالعه:

یاداشت برداری نوعی تكرار درس است كه هم سبب تمركز حواس و هم موجب بیشتر به خاطر سپردن مطالب می شود . یاداشت برداری خوب ، كاری جدی و فعال است كه با اندیشیدن ملازمه دارد ، لذا برای یاداشت برداری باید هنگام مطالعه فعال بود و لازمه فعال بودن ، داشتن تمركز حواس است و برای برقراری تمركز حواس جهت نوشتن ، هماهنگی چشم و مغز به منزله نوعی یادگیری تجسمی چند بعدی با قدرتی بی نظیر است كه تمركز حواس را تقویت نموده و فهم مطالب و سرعت یادگیری را افزایش می دهد. 
پیشنهادا ت: 1- سعی كنید با ایجاد انگیزه های نیرومند و در نظر گرفتن اهدافی كه برایتان مهم و جالب توجه است نسبت به مطالعه در خود شوق و علاقه ایجاد كنید. زیرا علاقه داشتن نسبت به موضوعی سبب تمركز حواس در هنگام مطالعه آن موضوع می شود. 
2-موقعیتهایی كه نمی توانید در آنها تمركز حواس داشته باشید ، تجزیه و تحلیل كنید ، احساسات خود را مورد برسی قرار دهید و بدانید كه چه عواملی افكار شما را دگرگون می كنند. افكار منفی و بیمارگونه را از خود دور كنید و هر موقعیت را تا حدی كه می توانید به طور منطقی تعبیر و تفسیر كنید. 
3-موضوعهای مطالعاتی خود را تقسیم بندی كنید یعنی هر موضوعی را كه می خواهید مطالعه كنید، آن را به قسمتهای كوچكتر تقسیم كرده و به تدریج در زمانهای مختلفی آنها را مطالعه كنید.
4-هر وقت مصمم شدید مطالعه كنید یا كار دیگری انجام دهید ، بكوشید بر عزم خود پا بر جا باشید تا آن كار را به اتمام برسانید. 
5-زمانهای مطالعه خود را با فعالیتهای متنوع تقسیم نمائید تا اینكه بتوانید تمركز حواس خود را برای مدت زمان طولانی تری حفظ كنید و مطالعه را در آن ساعت از روز انجام دهید كه برای شما مناسب تر است. 
6-استفاده از یك استراحت كوتاه در هر ساعت، انرژی لازم برای حفظ تمركز حواس را برای مدت زمانی طولانی تری در اختیار فرد می گذارد. 
7-هركاری به جای خویش نیكوست پس برنامه مطالعاتی داشته باشید و برای هر كاری وقت به خصوص تعیین كنید. 
8-با آگاهی ازفنون مالعهبكارگیری آنها در هنگام مطالعه در خود ایجاد تمركز كنید زیرا كاربرد فنونی كه خواننده را در عمل مطالعه فعال می سازد، كلید اساسی ایجاد تمركز است. 
9-به جای اینكه بكوشید دنیای خارج را تغییر دهید ، خود را تغییر دهید و لازم نیست كه دیگران ویا رفتار آنها را مطابق دلخواه خویش تغییر داده شوند. 
10-چند برگ كاغذ روی میز مطالعه خود داشته باشید و مواردی از افكار منحرف كننده و مزاحم را یاداشت كنید و بعد از مطالعه نسبت به حل آنها در حد امكان اقدام نمائید. 
11-ممكن است حواس پرتی شما ناشی از گرسنگی و تشنگی شدید، بی خوابی ، خستگی، و یا علت یا علل درونی دیگری باشد، در چنین موقعیتی هرگز مطالعه نكنید. 
12-هنگام مطالعه لباس راحتی به تن كنید ، لباسی كه نه بسیار زبر باشد نه بسیار نرم ، نه بسیار گشاد باشد نه بسیار تنگ . 
13-مطالعه در حالتهایی نظیر دراز كشیدن ، به پشت خوابیدن، در حال راه رفتن تكیه زدن به دیوار و امثال اینها مفید نمی باشد. زیرا در چنین موقعیتهایی نمی توان تمركز حواس خود را حفظ نمود ، بنا بر این هنگام مطالعه سعی شود خم شدن كمر عادت نشود و فاصله كتاب تا چشم سی سانتیمتر باشد. 
14-محركهای محیطی از قبیل صدای رادیو، تلوزیون، تلفن، و... كه باعث حواس پرتی شما می شوند از موقعیت مطالعه خود حذف كنید.
15-بهترین وضعیت برای درس خواندن نشستن پشت میز مطالعه می باشد و بدترین وضعیت درازكش می باشد چرا كه در این وضعیت، فرد سریع از حال و هوای مطالعه خارج می شود و تمركز حواس خود را از دست می دهد. 
16-محل مطالعه باید از هر نظر مانند نور ، دما، درجه، حرارت و ... مناسب باشد.
17-انگیزه بسیار بالایی برای مطالعه داشته باشید زیرا افرادی كه دارای انگیزه بسیار بالایی هستند می توانند تمركز حواس خود را برای چندین ساعت حفظ كنند. 





نوع مطلب : علمی 
نویسنده :anahita sajadieh
تاریخ:چهارشنبه 2 آذر 1390-06:43 ب.ظ

10 پله تا آرامش

10 پله تا آرامش

10 پله تا آرامش

آیا آرزو دارید که آرام، خونسرد و خوددار باشید و فرصت کافی برای آن چه دلخواه شماست در اختیار داشته باشید؟ اگر چه رسیدن به این هدف مشکل به نظر می رسد، اما با کمی تلاش و تجدید نظر در افکار و اعمال خود می توانید به آن نزدیک شوید.

فراموش نکنید در دنیای شلوغ و پر استرس امروزی، به دست آوردن کمی آرامش می تواند غنیمت بزرگی باشد. بهتر است راهکارهای پیشنهادی ما را رعایت کنید:

* همیشه همه کارها را تحت کنترل نگیرید:

افراد پرکار و فعال اغلب احساس می کنند همه کارها باید تحت کنترل آن ها باشد، خصوصا مواقعی که هدف خاصی مدنظرشان است.

بنابراین سعی کنید برای یک بار هم که شده این عادت "کنترل کردن" را رها کنید و بگذارید دیگران مسئولیت کارها را به عهده بگیرند؛ به عنوان مثال بگذارید دیگران برنامه سفر دسته جمعی را سازماندهی کنند و نتیجه حاصله را بدون هیچ اظهار نظری بپذیرید و ببینید چه احساسی به شما دست می دهد. این کار ممکن است برای شما پردغدغه و برای دیگران شگفت انگیز باشد، ولی آرامشی که برای تان به ارمغان می آورد، ارزش آن را دارد.

*مسئولیت های متعدد را نپذیرید:

ممکن است از این که همواره کارهای بسیاری را با هم انجام می دهید به خود ببالید، ولی قطعا در عین کار احساس عدم تمرکز، نگرانی و خستگی می کنید. خانم ها اکثرا از این که قادرند چندین کار را هم زمان انجام دهند به خود می بالند، ولیکن در نهایت از این عمل آسیب می بینند. بنابراین در عهده داری کارها هوشیار باشید؛ یعنی کارها را یک به یک و به نوبت انجام دهید. قدر لحظه های عمر خود را بدانید و از انجام کاری که عهده دار هستید، لذت ببرید تا پس از این که کار را به نحو احسن انجام دادید، احساس موفقیت کنید.

*به موفقیت های خود بها دهید:

همیشه توجه داشته باشید که موفقیت در یک کار، پیروزی های بعدی را به دنبال می آورد و احساس خود کم بینی را از انسان دور می کند. کافی است تنها به یک چیز که موجب بالندگی شماست و یا یک زمینه که در آن موفق بوده اید فکر کنید. ارزشمند بودن خود را مورد تایید قرار دهید.

این بار که در مسیر کم ارزش پنداشتن خود قرار گرفتید، سعی کنید موفقیت هایتان را مرور و در آنها تامل کنید. با این عمل همه امور را در دورنمایی مثبت قرار می دهید و احساس آرامش خواهید کرد.

*به نیازهایتان اهمیت دهید:

همیشه به فکر راضی و خوشحال کردن دیگران نباشید، کمی هم به فکر نیازهای معقول و مقبول خود باشید. این دلیل بر خودخواهی نیست. به نقطه نظرات دیگران گوش دهید، ولی اگر لازم می دانید برای این که فرصت کافی برای پاسخ داشته باشید، به آن ها بگویید برای فکر کردن و تصمیم گرفتن درباره آن موضوع نیاز به زمان دارید. در عین حالی که انعطاف پذیر هستید، نسبت به احساسات و عواطف خود نیز واقع گرا و بی رودربایستی باشید. این را بدانید که این گونه برخورد با مسائل حتما با موفقیت توام خواهد بود. اگر رک بودن شما را به وحشت می اندازد، ابتدا از مسائل کوچک شروع کنید و بعد به مسائل بزرگ تر بپردازید تا بدین وسیله گستره آرامش خود را افزایش دهید.

*از کار خود لذت ببرید:

اگر همواره در حال مسامحه و طفره رفتن از انجام کاری هستید و یا احساس می کنید برای انجام کاری تحت فشار هستید، نشان می دهد از کاری که انجام می دهید لذت نمی برید. واقعیت امر این است که شما به هر حال ناچارید این کار را انجام دهید، پس روی جنبه های لذت بخش آن تمرکز کنید؛ مثلا به حس خوبی که از "به نظم درآوردن امور" یا "مورد تقدیر و ستایش قرار گرفتن" از بابت رسیدن به نتایج مطلوب به شما دست می دهد، تکیه کنید. این دیدگاه مثبت می تواند تنش های درون شما را بزداید و به شما فرصت دهد که دریابید چه تغییرات درازمدتی را می توانید ایجاد کنید.

*انعطاف پذیر باشید.

لزوم یک برنامه منظم روزانه برای تنظیم نیازهای زندگی بسیار خوب و معقول است، ولی نباید اصرار و اجبار در رعایت آن موجب تنش و اضطراب شما شود. سختگیری و جدی بودن زیاد سبب می شود فرصت ها را از دست بدهید و تاکید برای اجرای آن برنامه موجب می شود انرژی خود را بیهوده تلف کنید. در مواقعی که لازم می دانید روش و تاکتیک خود را تغییر دهید تا در کارهای تان موفق تر و در رسیدن به اهداف تان خلاق تر شوید.

انعطاف پذیری به شما آرامش بیشتری می دهد چون به شما فرصت می دهد حین انجام کار، روش خود را انتخاب کنید.

*بین کار و زندگی تعادل برقرار کنید:

تداخل و ادغام مسائل کاری با زندگی خصوصی باعث اختلالات جسمی و روحی می شود. برنامه و زمانی را برای توقف کار انتخاب کنید و به آن پایبند باشید. در خانه به کار فکر نکنید و توجه خود را به زندگی خانوادگی معطوف دارید. مواردی پیش می آید که این کار برای تان مقدور نیست، ولی سعی کنید بیشتر این مساله را رعایت کنید.

*عکس العمل های تان را عوض کنید:

ممکن است همواره در تغییر شرایط تنش آفرین موفق نباشید، لیکن با تغییر دادن دیدگاه خود نسبت به آن، می توانید احساسات خود را عوض کنید. اگر کسی دیر به سر وعده می آید، بی تفاوت باشید و از وقت آزادی که به دست آورده اید لذت ببرید. اگر کسی بی ادب و پرخاشگر است این گونه فکر کنید که او خودش را کوچک و حقیر می کند، نه شما را.

*ذهن و روح خود را شاد کنید:

ذهن و روان خود را با دیدن و شنیدن کارهای هنری یا خواندن دعا و قرآن، بیارایید. از نمایشگاه های هنری دیدن کنید و به موسیقی آرام یا تلاوت قرآن یا دعا گوش فرا دهید. نگاه خود را بر روی یک گُل متمرکز نمایید. کاغذ و قلمی بردارید و منظره زیبایی را نقاشی کنید و یا در پارک قدم بزنید و یا در یک کلاس هنری ثبت نام کنید.

*برای آینده برنامه ریزی کنید:

حتما برای خود برنامه های تفریحی تدارک ببینید، چرا که چشم انتظار بودن برای برنامه های تفریحی نیز آرام بخش بسیار خوبی است. فهرستی از برنامه های لذت بخش تهیه کرده و برای انجام آنها برنامه ریزی کنید؛ مثلا به زیارت یک مکان مقدس بروید، برنامه ای برای قرار ملاقات با یک دوست خوب و یا خرید کتاب مورد علاقه تان بگذارید. با این کارها بلافاصله احساس دلپذیری خواهید کرد.





نوع مطلب : psycology(روانشناسی) 
نویسنده :anahita sajadieh
تاریخ:چهارشنبه 2 آذر 1390-06:23 ب.ظ

چگونه فردی بانفوذ، تاثیرگذار و جذاب باشیم ؟

بیشتر اوقات زندگی روزمره ما به مراوده و گفتگو و تعامل با دیگران میگذرد. در منزل، محل کار، خیابان، تاکسی، مغازه، کلاس درس و … در این میان همیشه عده‏ای انگشت شمار از افراد در میان دیگران برتر بوده و نامشان زبانزد دیگران است. همچنین همیشه باعث جذب سایرین شده و در کل افرادی پرنفوذ و تاثیرگذار هستند. البته جذابیت شخصیتی با جذابیت زیبا بودن فرق دارد. جذابیت و گیرایی شخصیتی کاملا اکتسابی است و آگاهانه و یا ناآگاهانه کسب میشود. اینگونه افراد هیچ فرقی با دیگران ندارند؛ مثلا ستاره داشته و یا اینکه جادوگری بدانند بلکه به صورت دانسته و یا ناخودآگاه یک سری قوانین را همیشه رعایت می‏نمایند که همین قوانین عامل برتری و جذب دیگران و عامل نفوذ در اذهان است. ما نیز می‏توانیم اینطور باشیم. در اینجا به بعضی از این عوامل اشاره‏ای مختصر می‏نمایم :

1- کمتر حرف بزنیم :
این بدان معنا نیست که حرف نزنیم و یا سرمان در لاک خودمان باشد. بلکه هرجا نیاز به صحبت کردن بود خود را نشان داده و نظر خود را ایراد کنیم. متاسفانه بعضی افراد اینطور برداشت می‏نمایند که کم گویی یعنی هیچ‏گویی و همین امر باعث منزوی شدن و دور شدن از اجتماع می‏گردد.


2- قبل از شروع صحبت حداقل ?? ثانیه فکر کنیم :
فکر کردن قبل از شروع صحبت هر چند کم و کوتاه باعث گزیده‏گویی شده و از هرگونه گاف زدن و همچنین بیهوده گویی و با عجله صحبت کردن جلوگیری می‏کند. حتما دیده‏اید افرادی که پس از شنیدن حرفی یا سوالی مدت زمانی کوتاه آنرا حلاجی نموده و سپس بیان می‏نمایند و اکثر اوقات جواب آنها بسیار متین و درست است و هیچ جای ایراد نیست. اما امان از افرادی که آنچه به ذهنشان می‏آید را بیان می‏نمایند، بدون اینکه حتی لحظه‏ای در مورد آن فکر کنند. به اصطلاح با صدای بلند فکر ‏می‏کنند و اکثر اوقات حرفهایی می‏زنند که باعث پشیمانیشان می‏گردد. فکر کردن آسان است. تمرین کنیم.


3- با صدای بلند نخندیم :
خنده با صدای بلند شخصیت انسان را زیر سوال می‏برد. هیچ انسان گرانمایه‏ای را نخواهید دید که با صدای بلند خندیده و یا قهقهه بزند. از بازیگران معروف سینما (در زندگی شخصی) گرفته تا بزرگان و دانشمندان. با صدای بلند خندیدن باعث جلب توجه دیگران شده و با توجه به اینکه دیگران نمی‏دانند مطلب شما چقدر خنده‏دار است، باعث سوء برداشت آنها می‏شود.

4- لبخند بزنیم :
یک لبخند کوچک باعث جذب می‏شود. هر انسان دارای کودک درونی است که آن کودک درون به آنچه که خود بخواهد جذب می‏شود چه بخواهیم و چه نخواهیم. اخلاق کودک درون دقیقا مانند کودکان است و به چیزهای زیبا عکس العمل مثبت نشان می‏دهد. پس همانطور که یک کودک جذب یک لبخند می‏شود، ما نیز جذب چهره‏های بشاش و خنده‏رو می‏شویم. همچنین لبخند باعث زیباشدن چهره می‏شود.

5- در امور دیگران دخالت نکنیم :
برایتان چقدر پیش آمده که با تلفن همراه یا شخصی دیگر صحبت می‏کرده ‏اید که دقیقا پس از پایان صحبت، یک نفر دیگر آمده وگفته "چی شده؟"؟ حتما برایتان پیش آمده است که این قضیه کمی باعث تنفر شما شده است. امور دیگران به ما ربطی ندارد زیرا اگر ربط داشت، با ما نیز در میان گذاشته می
‏شد. دخالت در امور دیگران باعث دفع آنها شده و نوعی دورشدن را ایجاد می‏نماید. زیرا با توجه به شناختی که افراد از شخص فضول دارند، از رفت و آمد و حتی صحبت مقابل وی خودداری می‏کنند.

6- شوخ طبع باشیم ولی بسیار بسیار کم شوخی کنیم :
شوخی هرقدر هم کوچک می‏تواند باعث رنجش شود مگر اینکه این شوخی با فکر قبلی و بررسی بیان شده و یا انجام شود. مثلا شوخی‏هایی که با شخصیت افراد رابطه دارد باعث قتل شخصیت می‏شود. شوخی اگر در حد یک لبخند کوچک و ملیح باشد، بسیار شیرین است و نه بیشتر. شوخی فراوان انرژی ذهنی را کاسته و جذابیت را از بین می برد. چراکه شوخی بتدریج پرده های حرمت را پاره کرده و کم کم موجب بی احترامی می شود. با این حال تبسم به چهره جذابیتی عمیق می بخشد. در تبسم سنگینی و متانت موج می زند ولی در خنده زیادی و شوخی سبکی و کاهش جذابیت نهفته است.


7- آنچه هستیم باشیم :
از بیان حرفهای بیخودی و دروغ و بزرگ کردن خود بپرهیزیم. آنچه که هستیم باشیم به این معنا که خود را بزرگتر از آنچه هستیم جلوه ندهیم و سعی نکنیم خود را به زور در دل مردم جای دهیم.


8- به وضع ظاهری خود برسیم :
یکی از عواملی که باعث تاثیرگذاری در بین سایرین می‏شود، خوش لباسی، خوشبویی و خوش صورتی است. مطمئنا هیچ کس دوست ندارد با شخصی که دهان او بوی بد می‏دهد و یا لباسش پاره است دمخور شود. ضمن اینکه هماهنگی و پاکیزگی ناخودآگاه باعث جذب مردم می شود. البته باید دقت شود که لباس های عجیب و غریب باعث جذب نمی شود. تمیزی و اطوی لباس، موهای مرتب، دهان خوشبو مجذوب کننده است. اما آراستگی ظاهری فقط به پوشش داخل و خارج خلاصه نمی شود بلکه حرفهای زیبا، جملات مثبت، اعمال درست نیز باعث جذب است.


9- سکوت را تمرین کنیم :
بعضی افراد می پندارند که هر چه شلوغتر و پر صداتر باشند بیشتر جذب می شوند ولی اینطور نیست. سکوت تاثیری ذهنی در افراد می گذارد. هنگام سکوت، در اطراف خود ایجاد خلاء می نماییم و این خود باعث جاذبه است. ضمن اینکه سکوت انسان را عاقلتر و با تجربه تر نشان می دهد، زمینه ای مناسب برای صمیمیت است. البته سکوت ناشی از ترس و عدم اعتماد بنفس، باعث کاهش جذابیت است. همچنین نرم و با ملایمت صحبت کنیم چراکه جیغ، داد و هوار، بلند صحبت کردن و خشن و عصبی بودن باعث قطع اعتماد مردم می شود.


10- فرد محترمی باشیم :
به خود و دیگران احترام بگذاریم. بی ادبی در کلام و گفتار و رفتار از جذابیت بسیار می کاهد. باید در ظاهر آراسته و در باطن وارسته بود. شخص مودب و متین و محترم بی تردید جذاب تر از بی ادبان است. هتاکی و ناسزا گفتن حتی به افراد بدصفت و بی شخصیت و همچنین تحقیر و تمسخر و غیبت و بدگویی مخالف با احترام است.


11- در رفتار و کلام قاطعیت داشته باشیم :
سست عنصر نبودن و پای تصمیمات و تعهدات ماندن موجب جذابیت است. افرادی که شخصیتی قاطع دارند هدفهای مشخص و ارزشهای معینی و برنامه های مدونی دارند و بلااستثنا جذابند. قدرت "نه" گفتن به درخواست های بی ارزش دیگران موجب رویش جذابیت است. بعضی افراد خود را فدای این و آن می کنند و هرکار مثبت یا منفی را قبول میکنند و اینطور می خواهد در دل دیگران رخنه کنند که نمی شود. جذابیت یعنی مصمم بودن و قاطعیت در رفتار و گفتار.


12- مراقب امیال و غرایز شخصی خود باشیم :
افراد دارای شخصیت مسلط و چیره بر غرایز و امیال، دارای تسلط بیشتری هستند. کسانی که بر میل جنسی، میل غذا خوردن، عواطف و هیجانات خود مسلط هستند، جذابیت معنوی دارند. تاثیر روانی گذاشته و انرژی مثبت از وجودشان فوران می کند. کسانی که غریزی و هوی هوسی هستند و مدام در پاسخ به امیال خود به سر می برند و نمی توانند خود را کنترل نمایند و خصوصا به زبان و نگاه خود مسلط نیستند، هیچگاه به جذابیتی که انتظار دارند دست نخواهند یافت و مسلما بدون کسب جذابیت از تاثیرگذاری هم خبری نیست





نوع مطلب : psycology(روانشناسی) 
نویسنده :anahita sajadieh
تاریخ:شنبه 28 آبان 1390-03:18 ب.ظ

یارانه انرژی

یارانه انرژی در اقتصاد ایران



نویسنده :anahita sajadieh
تاریخ:شنبه 28 آبان 1390-02:57 ب.ظ

انرزی درمانی 3

انرزی درمانی 3



نویسنده :anahita sajadieh
تاریخ:شنبه 28 آبان 1390-02:54 ب.ظ

انرزی درمانی 2

انرزی درمانی2



نویسنده :anahita sajadieh
تاریخ:شنبه 28 آبان 1390-02:51 ب.ظ

انرزی درمانی

انرزی درمانی



نویسنده :anahita sajadieh
تاریخ:شنبه 28 آبان 1390-12:20 ق.ظ

بنام آنکه یادش شفای هر دردی است

شما را با سیستم ماساژ درمانی آشنا می کنیم ، ماساژ درمانی که اخیرا توجه بسیار زیادی به آن شده است، یکی از روشهای درمان در طب سنتی چین بوده است .

این روش در درمان بسیاری از بیماریها و همینطور برای تقویت و سلامت اعضاء و جوارح انسان ، مؤثر می باشد و امروزه ثابت شده است که در تثبیت و ایجاد زیبایی اندام نقش مؤثری ایفا می کند .

 

ماساز درمانی در بیماریهای جسمی  همچون سردرد ، آسم ، دردهای شکمی و جهاز هاضمه ، چشم ،قلب و عروق ، مثانه ، کلیه کبد وطحال ، التهاب مفاصل و روماتیسم ، بواسیر ، سرما خوردگی مزمن ، و بیماریهای روانی مانند اعتیاد ، افسردگی ، اضطراب ، شب ادراری ... ید طولایی دارد و دوشادوش طب نوین حرکت کرده است و توانسته جایگاه مهمی در درمان بیماریها برای خود دست و پا کند .

 

از آنجا که رو ش درمان آن بسیار ساده و بدون هزینه و می باشد ، توجه بسیاری از محافل و مراکز علمی و پزشکی را به خود جلب کرده است و هر روز روشهای آن به شکل مدون تری ارایه می شود و هم اینک مراکزی وجود دارند که روشهای آنرا به طور اختصاصی آزمایش و در صورت موففقیت به ثبت علمی می رسانند .

 

در این زمینه مطالعات زیادی انجام و به نتیجه رسیده است ، ما سعی خواهیم کرد روشهای تضمین شده آنرا به صورت درسهای آموزشی ، ارایه نماییم تا شاید از این رهگذر بتوانیم به دوستان عزیز خدمتی کرده باشیم .   

انسان خردمند ذهن بسته ای ندارد و برای اجتناب از پذیرفتن عقاید تازه سر خود را مانند کبک در برف فرو نمی کند.

 

انسان خردمند،زودباور نیست و عقیده ای را کورکورانه نمی پذیرد.

 

او مطالعه می کند و مطالب را کاملا هضم می کند. سپس آنها را در پیشگاه عقل و منطق خود ارزیابی می کند،عقاید تازه را می آزماید و از خلال این آزمون ها و تجربه ها پیشرفت می کند.

 

انسان خردمند این عقاید را با ذهنی روشن بررسی می کند.

 

                                                   

 

                                                    چو- کوک – سوی

 

 

اساس مطلب ما در مورد شفای ماوراء علوم مکشوفه میباشد و در واقع در این مجال رویکرد و نگرش ما به طب (سنتی – جدید) ساده ، کاربردی ، و در عین حال معنوی است . اما معنوی بودن به این معناست که فرد شفا دهنده می تواند از طریق نیایش و دعاکردن کانال شفای الهی واقع شود .

 

موضوع بسیار ساده و خارج از ضوابط پیچیده علم طب می باشد ، ما سعی خواهیم کرد در زمان کوتاهی درمان بیماریهای ساده را براحتی انجام و در تشخیص و سبب بعضی بیماریها بر حسب ذوق و علاقه شما به درمان به مهارت کامل برسید .

 

برای آموختن شفای فوق طبیعی   (paranormal)نیاز به صرف زمان طولانی نیست ،و به داشتن قدرت شفادهندگی ذاتی و یا اتصال به نیروهای ماورایی نیازی نیست ، تمامی آنچه که شما به آن نیاز دارید را در مقاله اول شرح داده ام .

 

 

 

یک نکته مهم 

 

شاید این اشکال به ذهن شما برسد که اگر بدون صرف وقت و هزینه بتوان به قدرت شفا دهندگی رسید دیگر چه نیاز به علم طب !!! آنهم با صرف سالها وقت جهت فراگیری و مهارت در آن .؟؟؟؟

 

با نهایت احترام و خضوع در مقابل عالمان طب باید عرض کنم گر چه هدف هر دو علم شفا و بهبودی بیمار است اما در روش و عملکرد کاملا متفاوت می باشد ، و این به نوع اعتقاد و باور بیمار هم مرتبط میباشد به این بیان که بیمارانی هستند که از طریق انرژی درمانی شاید به نتیجه نرسند ولی با مراجعه به یک پزشک حاذق به نتیجه مطلوب می رسند و عکس آنهم صادق است .

 

ما هیچ ادعایی نداریم که این روش بهترین است اما اعتقاد راسخ داریم که سریعترین است ، نکات بسیاری دراین مقال قابل بیان و بررسی است اما جواب کامل به این اشکال را به زمانی می سپاریم که مخاطبان ما با روش عملی درمان بیشتر آشنا شوند که در آن شرایط موضوع به خودی خود حل و فصل خواهد شد و نیاز به توضیح بیشتر نخواهیم داشت .

 

 

 

شفای پرانیک (انرژی حیاتی)

 

شفای پرانیک ، علم و هنری باستانی است که با استفاده از پرانا یا کی یا انرژی حیاتی به معالجه تمامی کالبد انسانی پرداخته و به نامهای دیگر مانند چی کنگ درمانی ، شفای روانی ، شفای حیاتی ، شفا از طریق دست کشیدن ، شفای مغناطیسی ، شفای ایمانی ، و شفای موهبتی هم خوانده می شود .

 

شفای پرانیک بر مبنای ساختمان کلی بدن استوار است ، کالبد انسان در واقع از دو بخش تشکیل شده است :

 

 

 

1- کالبد جسمانی قابل رؤیت

 

که در واقع همان بخشی است که ما می بینیم ، لمس می کنیم ، و بسیار با آن آشنا هستیم .

 

2-کالبد انرژی غیر قابل رؤیت

 

که به آن کالبد بیوپلاسمیک هم گفته می شود ، کالبد انرژی درخشان غیر قابل رؤیت است که در کالبد جسمانی قابل رؤیت نفوذ می کند و چهار تا پنج اینچ ماورای آن امتداد دارد . روشن بین ها آنرا به طور سنتی کالبد یا بدل اتری می نامند .

 

پرانا یا کی همان انرژی حیاتی است که بدن را زنده و سالم نگه می دارد ، یونان آنرا پنوما و اعراب دم حیات می خوانند ، در واقع شفاگر ، پرانا یا انرژی حیاتی یا دم حیات را به بیمار منتقل می کند و به این ترتیب بیمار بهبود می یابد که در جریان این فرایند آنچه اصطلاحا شفای معجزه آسا خوانده می شود رخ می دهد.

 

اساسا پرانا سه منبع اصلی دارد :

 

- خورشید : پرانای خورشید از نور خورشید سرچشمه می گیرد و به تمام بدن نیرو می دهد و شرایط تندرستی آنرا فراهم می کند ، با حمام آفتاب یا قرار گرفتن در معرض خورشید به مدت 5 تا 10 دقیقه یا با نوشیدن آبی که در معرض آفتاب بوده است ، می توان آنرا به دست آورد .این پرانا قدرت زیادی دارد و تماس طولانی با آن موجب آسیب تمامی کالبد جسمانی می شود .

 

- هوا : پرانای موجود در هوا پرانای هوا یا گویچه های حیاتی هوا خوانده می شود این پرانا ، هنگام تنفس از طریق ریه ها و یا مستقیما توسط مراکز انرژی کالبد بیوپلاسمیک جذب می شود ، این مراکز چاکراه نامیده می شود .

 

جذب پرانای هوا با تنفس آهسته و موزون بیشتر از زمانی است که تنفس سریع ، کوتاه و کم عمق است ، افرادی که آموزشهای خاصی دیده اند ، می توانند آنرا از خلال سوراخهای پوستی نیز جذب کنند .

 

- زمین : پرانای موجود در زمین پرانای زمین یا گویچه های حیاتی زمین نامیده می شود و از طریق کف پا جذب می شود ، این عمل به صورت خودکار و ناآگاهانه انجام می پذیرد ، قدم زدن با پای برهنه ، میزان جذب آنرا افزایش می دهد .

 

با فراگیری جذب آگاهانه این پرانا شخص می تواند نیروی حیاتی ، ظرفیت انجام کار و توانایی روشن بینی خود را افزایش دهد . آب ، انرژی حیاتی خورشید ، هوا و زمین را که با آن در تماس است ، جذب می کند .درختان و گیاهان پرانای خورشید ، هوا ، آب و زمین را جذب می کنند .

 

غذاهای تازه محتوی پرانای بیشتری هستند. پرانا را برای شفا دادن می توان به دیگران منتقل کرد . افرادی که انرژی حیاتی بسیار بالایی دارند در اطراف خود احساس بهتر بودن و سرزندگی ایجاد می کنند ، در حالی که افرادی با میزان پرانای پایین به طور ناخودآگاه از دیگران پرانا جذب می کنند . ممکن است شما با افرادی مواحه شده باشید که بدون هیچ دلیل خاصی شما خسته یا تخلیه می کنند.

 

بعضی از درختان مانند درخت کاج یا درختان پیر و غول پیکرسالم ، پرانای بسیار بالایی به بیرون طراوش می کنند ، دراز کشیدن یا استراحت کردن زیراین درختان ،برای افراد خسته یا بیمار بسیار سودمند است و با درخواست کلامی از شعور درخت برای کمک به بهبود بیمار می توان نتیجه بهتری گرفت .

 

میزان پرانا در بعضی مناطق بیش از سایر جاهاست گاهی چنین مناطقی با این میزان بالای انرژی به مرکز شفا تبدیل می شود . در شرایط نامساعد آب و هوایی ، عده زیادی از مردم دچار بیماری می شوند ، به همین دلیل بسیاری از مردم احساس کسالت جسمی و ذهنی می کنند و مستعد ابتلا به بیماریهای عفونی می شوند . جذب آگاهانه پرانا از زمین و هوا از بروز چنین حالاتی پیشگیری می کند.

 

در طول روز پرانا بیشتر از شب است و ساعت 3تا 4 بامداد ، میزان آن به حداقل می رسد . این حقیقت توسط روشن بینان رؤیت شده است .

 

داشتیم میگفتیم که برای شناخت هر علمی 3 چیز مهم و حیاتی است ، که اولین آن تعریف یک علم بود .

 

 

 

  2- موضوع آن علم

 

 

       ما باید قبل از هر چیز بدانیم آنچه را که در پی تعلیمش هستیم در چه موردی و راجع به چه موضوعی بحث می کند ، این به ما می گوید اگر نسبت به موضوع اون علم علاقه ای نداریم ، قبل از ورود و اتلاف وقت باید از کنارش گذشت .

 

    تمام علوم بشری و ماورایی از یک موضوع خاص پیروی می کنند ، گاهی یک علم چند موضوع را در خود دارد ، اما یک موضوع آن حائز اهمیت است .

 

 

 



 

               مثلا درعلم پزشکی می گویند موضوع آن بدن انسان است

       

 

3- هدف آن علم

 

این یک امر مسلمی است که همه چیزدرعالم خلقت هدفی را دنبال می کند ، و هیچ علمی از آن مستثنی نیست ، اگر یک علم دارای تعریف و موضوع باشد اما هدفی در آن نباشد فی الواقع بی ثمراست و بی نتیجه.  

 

 



 

       در علم پزشکی هدف اصلی آنرا می توان تشخیص و درمان دانست           

 

 

  تعریف و موضوع بدون هدف هیچ ساختاری ندارد ، و صرفا مثل کسی است که پزشکی را می داند اما هیچگاه درمان نمی کند .

 

    یک نکته مهم راجب هدف تا یادم نرفته بگم ، گر چه این مطلب بحث مفصلی رو می طلبه ، اما جهت آشنایی شما حیفم اومد اونو نگم .

 

    روانشناسان هدفی رو خوب و ایده آل میدونند که 5 تا مشخصه داشته باشه ،که اصطلاحا به اون اسمارت  SMART )) میگن ، که در واقع هرحرف نشانه یک شرطه ، مثلا میگن یک هدف خوب باید رئال REAL) ) و واقع گرا باشه .

 

 

  

 





نویسنده :anahita sajadieh
تاریخ:جمعه 27 آبان 1390-09:25 ب.ظ

دل نوشته ها

کیم من؟، دردمند ناتوانی

اسیری، خسته ای، افسرده جانی

 

تَذَروی آشیان بر باد رفته

به دام افتاده ای از یاد رفته

 

دلم بیمار و لب خاموش و رُخ زرد

همه سوز و همه داغ و همه درد

 

بُوَد آسان علاج درد بیمار

چو دل بیمار شد، مشکل شود کار

 

نه دمسازی که با وی راز گویم

نه یاری تا غم دل باز گویم

 

درین محفل چون من حسرت کشی نیست

به سوز سینۀ من آتشی نیست

 

الهی در کمند "زن" نیفتی

وگر افتی، به روز من نیفتی

 

میان بر بسته چون خونخواره دشمن

دلازاری به آزار دل من

 

دلم از خوی او دمساز درد است

زن بد خو، بلای جان مرد است

 

زنان چون آتشند از تُندخویی

زن و آتش ز یک جنسند گویی

 

نه تنها نامراد آن دل شکن باد
که نفرین خدا بر هر چه زن باد!!


نباشد در مقام حیله و فن

کم از نا پارسا زن، پارسا زن


زنان در مکر و حیلت گونه گونند
 زیانند و فریبند و فسونند
 

چو زن یار کسان شد، مار ازو به
چو  تَر دامن بُوَد گُل، خار از او به


حذر کن ز آن بت نسرین بر و دوش
که هر دم با خسی گردد هم آغوش


منه در محفل عشرت چراغی
 کزو پروانه ای گیرد سُراغی


میفشان دانه در راه تذروی
که ماوا گیرد از سروی به سروی


وفاداری مجوی از "زن" که بیجاست
کزین بربط  نخیزد نغمۀ  راست


درون کعبه شوق دِیر دارد !
سری با تو، سری با غیر دارد !!
 


جهان داور چو گیتی را بنا کرد

پی ایجاد "زن" اندیشه ها کرد


مُهیّا تا کند اجزای او را

ستاند از لاله و گل، رنگ و بو را


ز دریا عمق و از خورشید گرمی

ز آهن سختی از گلبرگ نرمی


تکاپو از نسیم و مویه از جوی

ز شاخ تر گراییدن به هر سوی


ز امواج خروشان، تندخویی

ز روز و شب، دورنگی ودورویی


صفا از صبح و شور انگیزی از می

شکر افشانی و شیرینی از نی


ز طبع زهره شادی آفرینی                             ز پروین شیوۀ بالا نشینی


ز آتش گرمی و دم سردی از آب

خیال انگیزی از شبهای مهتاب


گرانسنگی ز لعل کوهساری

سبکروحی ز مرغان بهاری


فریب از مار و دوراندیشی از مور

طراوت از بهشت و جلوه از حور


ز جادو ی فلک، تزویر و نیرنگ

تکبّر، از پلنگ آهنین چنگ
ادامه مطلب



نوع مطلب : intertainment(سرگرمی) 



  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2